تبليغاتX
در مورد امام عصر(عج)

درمورد ظهور آن حضرت





غیبت 

غیبت :

این مولود مسعود دو غیبت دارد :

نخست غیبت صغرییا کوتاه مدت - که بعد از شهادت امام حسن عسگری (ع) « هشت ربیع الاول سال 260 ه.ق »  ( زمان 6 سالگی حضرت ) آغاز شد وتا سال 329 ه.ق ادامه یافت . در این دوره که 74 سال طول کشید شیعیان می توانستند توسط سفیران چهارگانه اش با آن حضرت تماس بگیرند وبا وی ارتباط برقرار کنند . این چهار تن نایب خاص ، که شیعیان می توانستند در دوران غیبت صغری توسط آنها با حضرت مهدی (عج ) تماس بگیرند ومشکئلات خود را به ناحیه متقدسه برسانند وپاسخ هاس لازم را دریافت نمایند ، عبارتند از : جناب عثمان بن سعید عمروی ، محمد بن عثمان بن سعید ، حسین بن روح نوبختی وعلی بن محمد مسعودی ، که با رحلت او باب « نیابت خاص » بسته شد . پس از آن ، غیبت کبری آغاز شد که از سال 329 ه.ق تا کنون استمرار یافته است ، وپایانش بر کسی جز خداوند آشکار نیست . در این دوره سفیر ونایب خاصی برای آن حضرت نیست و راه تماس رسمی وآشکار برای مردم وجود ندارد وبر آنهاست که از نواب عام امام (ع) - یعنی از فقهای پارسا وخویشتن دار- پیروی کنند .

در هر حال ، نهان زیستی آن حضرت بدین معناست که دور از چشم مردمان ولی در زیر همین آسمان کبود بسر می برد . اگر برخوردی هم برایش پیشامد کند ، اغلب ناشناخته می ماند ودیدار هایش با شیعیان تنها به اذن خداست .

دوران غیبت کبری امام معصوم ، دوران آماده نبودن شرایط سیاسی واجتماعی جامعه اسلامی برای پذیرش وجود علنی وآشکار امام معصوم است .

امام حسن مجتبی (ع ) درباره غیبت طولانی ( کبری ) حضرت مهدی (عج) چنین می فرماید : به درستی که خداوند ، تولد او را پنهان نگه می دارد وشخص او را غایب می کند تا این که هنگام خروج وقیام ، بیعت هیچ کس بر گردن او بنا شد . او نهمین فرزند بردارم حسین است فرزند سرور کنیزان ، خداوند عمرش را در هنگام غیبتش طو لانی می گرداند ، سپس او را با قد رت خود همانند یک جوان کمتر از چهل ساله آشکار خواهد ساخت .

نوشته شده توسط کورش شیرعلیپور | لینک ثابت | موضوع: |

حدیث 

احادیثی از شخصیت امام مهدی (عج ):

مهدی مردی است از فرزندان من که چهره اش چون اختر تابناک است . « پیامبر اکرم (ص) »

مهدی طاووس بهشتیان است . « پیامبر اکرم (ص) »

با مهدی ما حجتها گسسته می شود . او پایان بخش سلسله امامان ، نجات بخش امت واوج نور وراز نهان است . « امام علی (ع )»

اگر او [ امام زمان (عج) ] را دریابم تمام عمر به او خدمت می کنم . « امام صادق (ع) »

من یادگار خدا در زمین وجانشین وحجت او بر شما هستم .« امام مهدی (عج )»

من مایه امان اهل زمینم ؛ چنانکه ستارگان مایه امان اهل آسمان اند .« امام مهدی (عج ) »

نوشته شده توسط کورش شیرعلیپور | لینک ثابت | موضوع: |

ولادت آقای عاشقان 

ولادت حضرت مهدی (عج ) :

در سال 255 (ه . ق ) ، در سپیده دم روز جمعه ، پانزدهم ماه شعبان در شهر سامراپایتخت عباسیان ، دوازدهمین اختر آسمان  امامت وولایت حضرت حجة بن الحسن المهدی (عج ) در خانه امام حسن عسگری دیده به جهان گشود . نامش ، نام پیامبر - کنیه اش ، کنیه پیامبر - ابوالقاسم - مادرش نرجس ونام پدر بزرگوارش امام حسن عسگری (ع) است . آن یادگار الهی حجت ، قائم ، خلف صالح ، صاحب الزمان وبقیة الله لقب گرفته است و مشهورترین لقبش حضرت مهدی است .

و لادت با سعادتش از دشمنان پنهان مانده ونام ونشانش از بدخواهان در نهان ، زیرا حکومت خون آشام وقت ودستگاه ستمگر خلافت ، سخت در پی او ومشتاق یافتن ونابود ساختنش بود . تمام نیروی خود را در اطراف خانه امام حسن عسگری ( ع) متمرکز کرده ودهها جاسوس به کار گرفته بود ، بر هر جاسوسی ، جاسوسی دیگر گمارده بود تا از ولادت ولی خدا حضرت بقیة الله (عج) آگاه شده ، نو رخدا را خاموش کند ، ولی مشیت خداوند برآن تعلق گرفته بود که حجت خو را از گزند دشکنان حفظ کند .

نوشته شده توسط کورش شیرعلیپور | لینک ثابت | موضوع: |

مهدی کیست؟ 

مهدی کیست ؟

از جابر بن عبدالله انصاری که گفته است از رسول خدا پرسیدم که من خدا ورسول او را می دانم ومی شناسم ام اولوالامر را نمی دانم . آن حضرت فرمود : ای جابر  ایشان خلفای من وامامان مسلمان بعد از من ، اول ایشان علی بن ابیطالب (ع) وبعد از آن حسن بن علی (ع) وبعد از آن حسین بن علی (ع) وبدنبال او محمد بن علی واو در تو رات معروف است به باقر وتو او را دریابی . ای جابر ، چون او را بینی سلام من را به او برسان وبعد از آن یک یک ائمه را نام می برد تا آنکه چون به حجت قائم ( عج ) رسید ؛ فرمود که نام او نام من باشد وکنیه من کنیه او وحجت خدا است وبقیة الله ؛ او در میان مردمان ، حق تعالی مشارق ومغارب را توسط او بگشاید واو از شیعه خود عنایت گردد.

 

نوشته شده توسط کورش شیرعلیپور | لینک ثابت | موضوع: |

بیوگرافی امام 

نام: محمّد

نام پدر: امام حسن عسكرى(ع)

نام مادر: نرجس ( نرگس )

القاب: حجت ، خاتم ، صاحب الزّمان ، قائم ، منتظَر ، و از همه مشهورتر مهدى

شكل: چون ستاره درخشان نورانى ، و داراى خالى سياه بر گونه راست 

زاد روز: شب نيمه شعبان 255 ، هنگام طلوع فجر

زادگاه: شهر سامراء

غيبت صغرى: از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سال

غيبت كبرى: با در گذشت چهارمين نماينده و سفير آن حضرت از سال 329 آغاز گرديد; و تا به هنگام فرمان الهى مبنى بر اجازه ظهور و قيام آن بزرگوار ، همچنان ادامه خواهد داشت.

محل ظهور: مكّه معظّمه.

محل بيعت: مسجدالحرام ، ميان ركن و مقام.

يادگار أنبياء: انگشتر سليمان در انگشت او ، عصاى موسى در دستش ، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد.

ياران: سيصد و سيزده نفر ( به عدد اصحاب بدر ) ، افرادى باشند كه هسته مركزى زمامدارى او را تشكيل دهند; و در حقيقت كارگردانان اصلى قيام مهدى(ع) ، و كارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود كه از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آيند.

مركز حكومت: مسجد كوفه ، ــ  مركز خلافت و حكومت جدّ بزرگوارش على(ع) ــ .

وزير و معاون: عيسى(ع) از آسمان فرود آيد و به عنوان وزير با حضرتش همكارى نمايد.

بركات حكومت و رهبرى او: درهاى خير و بركت از آسمان به روى مردم گشوده شود; عمرها به درازا كشد; مردم همه در رفاه و بى نيازى بسر برند; شهرها همه بر اثر آبادانى و سرسبزى به هم پيوسته گردند ، آنچنان كه مسافران را به برداشتن توشه نيازى نخواهد بود; و اگر زنى يا زنانى تنها از مشرق به مغرب روند كسى را با آنها كارى نباشد.

نوشته شده توسط کورش شیرعلیپور | لینک ثابت | موضوع: |

دعای فرج 

Image and video hosting by TinyPic
نوشته شده توسط کورش شیرعلیپور | لینک ثابت | موضوع: |

سقا خانه مسجد جمکران 

نوشته شده توسط کورش شیرعلیپور | لینک ثابت | موضوع: |

دعا برای ظهور 

نوشته شده توسط کورش شیرعلیپور | لینک ثابت | موضوع: |

دعای فرج حضرت بقیه الله اعظم ارواحناه فداه 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ِالهی عَظُمَ البَلآَءُ وَبَرِحَ الخَفاء وانکشف الغطاء

 

وانقطـع الـرجآء وضاقت الارض ومنعت

 

السماء وانت المستعان واليک المشتکی وعليک

 

المعول فی الشده والرخآء

 

اللـهم صل علی محمدوال محمد

 

اولی الامـر الذين فرضت عليـنا طاعتــهم

 

وعـرفتــنا بذلک منزلتهم ففرج عنا بحقهم فرجا

 

عاجلا قريبا کلمح البصراو هو اقرب

 

يامحــمد يا علی يا علی يا محمداکفيانی فانکما

 

کافيان وانصرانی فانکـما ناصـران

 

ياموُلانـا  ياصاحِب الزمان الغوث الغوث الغوث

 

ادرکنی ادرکنی ادرکنی

 

الساعه الساعه الساعه

 

الـعـجل الـعـجل الـعـجل

 

يا ارحــم الـرحمـين بحق محـمد والـه

الـطـاهــرين    

نوشته شده توسط کورش شیرعلیپور | لینک ثابت | موضوع: |

خدایا... 

خدایا...

علی را می بینم که

 

می آید.آرام آرام.گاهی

 

سرش را پایین انداخته

 

و گاهی آسمان را

 

نظاره می کند. تا اینکه

 

به نخلستان می رسد.

 

علی کنار درختی می

 

نشیند، تن آسمانی خ

 

ود را بر درخت سخت

 

نخل تکیه می زند.

 

و خیره بر اسمان،وایی

 

آشنا، تفسیری روشن و

 

رازی آشکار را زمزمه

 

می کند.

 

ستاره ها از شوق

 

بیانش چشمک می

 

زنند. آرام

 

باشید....بگذارید صدای

 

این ابر مرد تاریخ را

 

بشنوم.عجب حدیث

 

غریبی است.

 

سوز غم در آه او نی

 

های نیستان خلقت را

 

می شکند...

 

 

خدایا من از تو مسئلت

 

می کنم به آن رحمتی

 

که هر موجودی را فرا

 

گرفته و به آن نیرویت

 

که هر موجودی را به

 

آن مقهور گردانیدی و

 

هر موجودی در برابرش

 

فروتن گشته و هر

 

چیزی برایش زبون

 

گردیده و به آن مقام

 

جبروت و بزرگیت که به

 

آن بر هر موجودی چیره

 

گشتی و به آن عزتت

 

که هیچ موجودی در

 

مقابلش نمی ایستد و

 

چبه بزرگیت که

 

سراسر عالم را پر کرده

 

و به پادشاهیت که بر

 

تمام قوای جهان برتری

 

یافته...

 

برایم بیامرز گناهانی که

 

پرده عصمت را می

 

درد، برایم بیامرز

 

گناهانی که عقاب و

 

سرزنش را فرود می

 

آورد. گناهانی که نعمت

 

ها را تغییر می دهد.

 

گناهانی که مانع اجابت

 

دعا می شود. ...

 

من به راستی با یاد تو

 

به سویت تقرب می

 

جویم و از حضورت

 

شفاعت می خواهم.

نوشته شده توسط کورش شیرعلیپور | لینک ثابت | موضوع: |

ای آقا... 

مولاي من ! اي بهار دل انگيز دل من ! دل پر از غصه ام با نداي تو جان تازه اي مي گيرد اما آيا مي رسد آن روز  تا دوباره آن نداي دلنشين  را بشنود و آرام گيرد .

اي آقاي من ! بهار من تو هستي ! اميدم تو هستي فرياد رسم تو هستي ! و طبيب دردهايم تو هستي .

اي مهدي فاطمه ( ص) ! اي يوسف  گم گشته ! شهر به شهر ، كوه به كوه در طلبت شتافتم و خانه به خانه به دنبال تو گشتم و تو را نيافتم . وقتي تو را جستجو مي كردم ديدم  پنجره ها سوي تو مي پرند و نمي رسند ، دريا ها و اقيانوسها به سويت خيز گرفته اند ولي تورا نمي بينند اما خبري از آمدن تو نيست.

 

مولاي من ! ما نيز هر روز از خدا سلامتي و طول عمر و تعجيل در فرج تو را مسئلت مي كنيم . اميد است كه باريتعالي  دعايمان را مستجاب كند و چشمان  حقير مان را به جمال  منور تو روشن گرداندو به دست بوسي تو رسيم.

نوشته شده توسط کورش شیرعلیپور | لینک ثابت | موضوع: |

غروب جمعه 

 

غروب جمعه  را  انگار خدا آفریده است تا آدینه همه دردها و زخم های شیعیان باشد و رنج سال ها غربت از امام و زخم سال ها یتیمی  امت را بنمایاند ؛ با این  همه ، غروب دلگیر آدینه با همه غم زدگی اش انگار لبریز از معرفت است؛ پر است از بانگ جرس و شاید آهنگ بیدار باش خداست که به رنگ غروب در آمده است . 

آشفتگی روح را عصر جمعه به وضوح حس می کنی ، روحی که مدام تحملمان می کند، زمینی بودنمان را ، غرق بودنمان  در دنیا را و در بند اسارت بودنمان را ، تا خاکی ترین بخش هستی فرود می آید و او که از جنس آسمان است در زمین خاکی آشفته می شود.

وعصر جمعه انگار زمان کوتاهی برای رهایی روح است . برای همین است که عصر جمعه دلت هوای قرآن خواندن می کند و هوای راز ونیاز و دعای سماوات . دلت از دنیا می گیرد ؛ از دنیای که پر است از زیبایی های دروغین ، عشق های دروغین ، لذت های دروغین ودلت برای حقیقت پر می زند.

نوشته شده توسط کورش شیرعلیپور | لینک ثابت | موضوع: |

دعا 

ای كاش مي شد تا وجودم را از گناه پاك كنم !

اي كاش مي شد تا دلم پاك شود و با نواي دلت  همدل شود!

اي كاش مي شد اين انتظار سر ايد و صداي نازنينت را بار ديگر بشنوم !

اي كاش مي شد صورت ماهت را ببينم !

اي كاش مي شد تا ديدارت به   تاخير نيافتد!

اي كاش مي شد هرچه زودتر  جهان به زير سيطره عدالت تو قرار گيرد !

و اي كاش تو هم انتظار ما را قبول داشته باشي و در زمره منتظران واقعي ات باشيم

نوشته شده توسط کورش شیرعلیپور | لینک ثابت | موضوع: |

عطر زندگی 

سلام بر مهدی عطر خوش زندگی .....

با عرض سلام خدمت شما دوستان مهدی فاطمه ...

 از اینکه به ما سر زدید بسیار از شما متشکرم ...دوستان عزیز بنده به علت نزدیک شدن به امتحانات پایان ترم  نمی توانم دیگر به شما دوستان مهدی فاطمه  سر بزنم ویا مطلب بنویسم ....انشالله اگر بعد امتحانات زنده ماندیم و این سعادت را داشتیم که بتوانیم دوباره شما دوستان خوبم را زیارت کنم  حتما به شما سر می زنم ....فقط ما رو از دعای خیرتون فراموش نکنید  وهمچنین دعاکنید  ما بتوانیم  در همه آزمون ها که مهمترین آن آزمون اللهی است سربلند و پیروز باشیم ....انشالله که در پناه قرآن موفق وموئید باشید ....منتظر حضور سبزتان در وبلاگ مهدی فاطمه سلام هستم ....همیشه مهدوی باشید ومنتظر

نوشته شده توسط کورش شیرعلیپور | لینک ثابت | موضوع: |

 

صدای زیبای آبشار نقره ای را با همین گوشهای تیزم می شنوم0 گویی که قطره قطره اش برایم حکم یک دریا دارند،صدایشان کردم آمدند وبرایم یک جام از آب گوارا آوردند،گفتم:مگر خودتان تشنه نیستید گفتند ما سیرابیم،اما تو هنوز رودخانه دلت کویر است،لیوان را گرفتم،نوشیدم آن را،گوارا بود وبه دلم نشست ودر همان لحظه دیدم صدایی دگر نمی شنوم،هر چه نگاه کردم آن همان قطرات آب را ندیدم، گفتم خدایا جرا اینگونه مرا تنها گذاردند0 چرا اینگونه سیراب شدم،اما مرا خواب کردند ورفتند،صدایی شنیدم0 به سویش دویدم ورسیدم،آریٍ،آری،این همان آبشار است ورفتم یک لیوان را در کنار سنگ ریزه های آبشار دیدم،دویدم،دویدم،آنقدر که دوباره تشنه شدم اما دیدم نوری کنارم ایستاده ،گفتم که هستی!:

گفت:همان کسی که در انتظارش کنار جاده سرنوشت نشسته ای،گفتم من لیاقت ندارم،چرا سراغم آمدی،گفت:پاک است دلت،اینگونه مگذار آلوده شوند،گفتم:چگونه،گفت مرا طلب کن،صدایم زن،گفت نمی رسد صدایم به گوشت،گفت رسیده،اما نه با آن لحنی که باید مرا طلب کنی،گفتم عشقم را چه کنم،گفت:عاشق باش،اما آنگونه که خودت می گویی بر سر جاده انتظار منتظرش باش0 این را گفت:واز جلوی چشمان سیاهم محو شد0     

نوشته شده توسط کورش شیرعلیپور | لینک ثابت | موضوع: |